نقش هماهنگ کننده مهندسی-قسمت دوم

یکی دیگر از وظایف عمده ومهم هماهنگ کننده مهندسی در برگزاری جلسات شفاف سازی مهندسی خرید با سازندگان و مشاور مهندسی و تیم کارفرما می باشد. سازندگان پس از ارسال پیشنهادات فنی و قیمتی خویش توسط مشاور مهندسی براساس جداول ارزیابی فنی مورد بررسی قرار میگیرد. بعضا مشاهده گردیده است که مدارک ارسالی سازنده نیاز به شفاف سازی و رقع ابهامات دارد که چنانچه قرار باشد براساس رویه های معمول ارسال نظرات و دریافت ان صورت پذیرد زمان زیادی به طول می انجامد. از اینرو هماهنگ کننده مهندسی با همکاری بخش خرید میتوانند با برگزاری یک جلسه یا چندین جلسه متوالی نتایج فنی را سریعا تعیین تکلیف و تصمیم گیری نمایند.

تاخیر در دیسیپلین مهندسی (سیویل )

در پروژه های مگا از قبیل ساخت نیروگاه /پالایشگاه/ سکوهای دریایی /خطوط لوله و ....مدارک مهندسی در دیسیپلینهای مختلف تولید می گردد. مهمترین دیسیپلین ها شامل فرایند (پروسس ) / تجهیزات ثابت و دوار (مکانیکال ) / سیویل و ساختمان / استیل استراکچر / الکتریکال / ابزار دقیق / ایمنی / پایپینگ یا لوله کشی و کیفیت می باشند. بر اساس تجربه های عینی و مشاهده شده تولید مدارک در یکی از دیسیپلین های که با تاخیرات بیش از حد مواجه می گردد بخش سیویل می باشد. از انجاییکه پیش نیاز فعالیتهای اجرایی در سایت وجود نقشه ها و اکثرا عملیات سیویل می باشد این تاخیرات بیش از حد جلوه می نماید. شاید یکی از دلایل به جلوه درامدن این موضوع همین باشد  که فعالیتهای سیویل از اولین فعالیتهای خرید و اجرا می باشند و نیاز به مدارک ان از اولویت دارترین مدارک پروژه می باشد. از اینرو پیشنهاد می گردد کنترل تولید مدارک مهندسی و پیش نیازهای آن از مهمترین وظایف کنترل پروژه بخش مهندسی قرارگیردتا از تاخیرات در بخش خرید واجرا حتی الامکان جلوگیری گردد.

نقش هماهنگ کننده مهندسی -قسمت یک

جهت کنترل فعالیتهای بخش مهندسی براساس برنامه زمانبندی و جلوگیری از تاخیرات احتمالی در این بخش و اثرات آن به فاز خرید و اجرا برگزاری جلسات مرتب پیشرفت کار یکی از روشهای کنترلی می باشد. با توجه به تخصصی بودن حرفه مشاور مهندسی در پروژه های بزرگ اکثر کارفرمایان و پیمانکاران عمومی بخش مهندسی را به شرکتهای ذیصلاح واگذار می نمایند. از انجاییکه دفاتر این شرکتها بعضا در نقطه ای دیگر ازشهر یا کشور و یا خارج از کشور می باشد ارسال مدارک طبق رویه های معمول و تایید شده پروژه ها به صورت ارسال نسخه هارد و یا الکترونیکی می باشد که پاسخ دهی به انها نیز نیاز به زمان مورد نظر و بعضا طولانی شدن می انجامد. یکی از روشهای موفقی که در برخی از پروژه ها مشاهده گردیده است حضور نمایندگان کارفرما در دفتر مشاور مهندسی می باشد که عموما در قراردادهای که درسالهای اخیر منعقد شده است در قالب خدمات به کارفرما در قراردادها گنجانده شده است. این امر باعث می گردد که رفت وبرگشت های مدارک مهندسی که بعضا از یک تا دو ماه و شاید بیشتر به طول می انجامد را به طور محسوسی کاهش دهد وسرعت تولید مدارک را در کمترین ویرایش افزایش و ضمن کاهش اختلافات سلیقه ای مهندسی بهترین بهره را از زمان شناوری پروژه برد.از اینرو حضور یک فرد هماهنگ کننده که میتوان به عنوان مدیر مهندسی پروژه از او یاد کرد همراه با تیم مهندسی در دفاتر مشاور از پیشنهادات موفق می باشد.     

تاخیر ناشی از بخش مهندسی در خرید و اجرا  

براساس تجربیات و اتفاقات ثبت شده در پروژه ها از دلایل عمده طولانی شدن پروژه ها عدم خرید تجهیزات در زمان تعیین شده از یکطرف و همچنین عدم شروع به موقع فعالیتهای اجرایی در سایت و یا زمانهای طولانی اجرا می باشد که پس از واکاوی علل در این بخش ها یکی از مهمترین دلایل تاخیر در این فازها نداشتن مدارک مهندسی مرتبط می باشد. آغاز فرایند خرید مدرکی به نام درخواست خرید است که از واحد مهندسی به بخش تدارکات ارجاع می گردد و همچنین اغاز عملیات اجرایی درسایت پس از تجهیز کارگاه نقشه های اجرایی  می باشد. از اینرو کنترل دقیق برنامه زمانبندی تولید مدارک مهندسی از اولین ویرایش ها تا ویرایش های تایید شده و جهت ساخت و پیش نیازهای مرتبط از اولویت دارترین فعالیتهای کنترلی در فاز مهندسی و مشاور ان می باشد.

تهیه جداول ارزیابی فنی سازندگان

در بخش خرید پروژه ای که درقالب مهندسی خرید و ساخت اجرا می گردد پس از ارسال پیشنهادات فنی و مالی لازم است که پیشنهادات فنی توسط مشاورمهندسی یا تولید کننده مدارک مهندسی چنانچه بخشی از شرح کار پیمانکار عمومی باشد ارزیابی فنی صورت گیرد تا براساس ارزشگذاری فنی نسبت به بازگشایی پاکات مالی اقدام گردد. از اینرو یکی از روشهای موفق که امکان تصمیم گیری صحیح و سهل تر را برای کارفرما میسر می سازد این است که در زمان ارسال اسناد مناقصه به سازندگان و فروشندگان فرمت جداول ارزیابی فنی متناسب با هرخرید نیز به سازندگان جهت تکمیل فرم ها ارسال گردد. این امر چندین فایده دارد :

۱- آسان تر نمودن کار مشاور مهندسی در زمان ارزیابی فنی و کنترل بهتر و در نتیجه زمان بری کمتر

۲- کمک به کارفرما در جهت اینکه مشاور مهندسی خط کش از پیش تعیین شده برای بررسی دارد و چندان سلیقه ای عمل نمی نماید.

۳- شفاف نمودن نحوه بررسی ارزیابی برای سازنده و فروشندگان بدین صورت که قادر می باشند از قبل نسبت به معیارهای کارفرما جهت سنجش اگاهی داشته باشند.

۴- اذعان و تایید مجدد مشخصات فنی ارسال شده توسط سازندگان به گونه ای که این احتمال را برای کارفرما تقویت می نماید که مدارک حداقل یکبار توسط سازنده مطالعه و پیشنهادات با کیفیتی توسط ایشان ارسال گردیده است.

 

مدت زمان پروژه های شهری

یکی از فاکتورهای عمده در پروژه مدت زمان اجرای پروژه می باشد. یکی از عوامل تاثیر گذار در مدت زمان فعالیتها و متعاقبا کل پروژه وجود محدودیت و موانع و تداخل کار با عوامل بیرونی می باشد. به طور مثال مدت زمان کل عملیات خاکبرداری و جوشکاری و  لوله گذاری مقدار مشخصی لوله کشی با در نظرگرفتن تعداد عوامل درگیر و مدت زمان عملیات به طور منفرد ضربدر میزان کل قابل محاسبه می باشد. حال چنانچه قرار باشد این عملیات لوله گذاری در یک محیط بسته داخل پالایشگاه  صورت پذیرد با اینکه بخشی از آن با عوامل بیرونی از قبیل عبور از جاده ها و راه اهن و ...مواجه باشد دیگر مدت زمان به راحتی قابل محاسبه نمی باشد. هماهنگی با نهادها و سازمانهای ذیربط یکی از سخت ترین قسمتهای کار می باشد.

بنظر میرسد درپروژه های شهری این سختی ها به مراتب بیشتر می گردد به طوریکه مدت زمان انجام فعالیتها با درنظرگرفتن اسایش مردم و کم بودن فضا و ده ها محدودیت دیگر متناسبا از انعطاف پذیری کمتری برخوردار است.از اینرو دو پروژه یکسان از نظر حجم عملیات کاری  ان پروژه ای که در داخل شهرها صورت می پذیرد نسبت به پروژّه های که در یک محیط داخل فنس صورت می پذیرد زمان بیشتری به طول می انجامد.  

لیستی از پروژه های پل سازی دنیا

لیستی از زیباترین واسرارآمیزترین پل های دنیا که قطعا در قالب پروژه ای شاید نه به مفهوم مدیریت پروژه امروزی توسط بشرساخته شده اند معرفی می گردد. قطعا پل های بسیاری در کشور و جهان ساخته شده اند اما طول و اندازه پل ها و زیبایی ظاهرشان از جمله فاکتورهایی است که دلیل ذکر انها در لیست می باشد.

1- پل آکاشی کای.کیو (مروارید) به طول 3911 متر (سال ساخت 1998) در ژاپن
2- پل بانپو در کره جنوبی به طول 1140 متر (سال ساخت 1982) با 10 هزار لامپ مهتابی
3- پل مالدونادو در اروگوئه
4- پل هندرسون به طول 274 متر در سال 2008 در سنگاپور
5- پل کانتینانتال یا قاره در پاناما به طول 1052 متر
6- پل ساندیال در کالیفرنیا 700 متر
7- پل اورساند بین دانمارک و سوئد به طول 7845 متر
8- پل پیتونبرگ در هلند
9- پل داوینچی در نروژ
10- پل لنگ کاوی در مالزی
11- پل میلائو ویادوکت در حنوب فرانسه
12- پل ژی وو پیس نی در روسیه به طول 1.5 کیلومتر
13- پل اولی ویرا در برزیل به طول 1.6 کیلومتر
14- پل هانگ ژو در چین به طول 35 کیلومتر
15- تاور بریچ لندن
16- سی و سه پل اصفهان
17- پل هفت مایل به طول 10 کیلومتر در فلوریدا
18- پل واسکوداگاما در پرتغال 10 کیلومتر
19- پل چنگ یانگ در چین 64 متر
20- پونته وی چیو ایتالیا

پیشرفت فیزیکی خرید تجهیزات خارجی در بخش تدارکات

در قراردادهای خرید تجهیزات و اقلام فله پروژه یکی از بخش ها نحوه پرداخت به سازندگان و فروشندگان می باشد. که با توجه به نوع خرید داخلی و خارجی متفاوت می باشد. در خریدهای خارجی چنانچه پرداختها از طریق اعتبار اسنادی صورت پذیرد دارای قوانین مشخص خود می باشد که عموما به صورت ۱۰ تا ۲۰ درصد به صورت پیش پرداخت و مابقی در زمان تحویل جنس می باشد و یا چنانچه شکل دیگری از پرداخت از قبیل پرداختهای میانی نیز باشد نهایتا در دو یا سه مایلستون صورت می پذیرد. اما انچه که محل بحث می باشد محاسبه پیشرفت فیزیکی می باشدکه فارغ از پرداختها قابل ارزیابی است. اما مکانیزم محاسبه در کارخانه و محل سازنده و اطمینان از میزان ارائه شده بسیار اهمیت دارد. از انجاییکه برخی از خریدهای خارجی در کشورهایی صورت می پذیرد که امکان بازدیدماهیانه بدلیل هزینه های ان میسر نمیباشد استفاده از بازرس شخص ثالث مقیم یکی از راهکارهایی است که پیشنهاد می گردد در بررسی صحت پیشرفت فیزیکی در صورت نیاز استفاده گردد.

به یاد استیو جابز یکی از مدیران موفق

سخنرانی بسیار جالب استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در جشن فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد.
 
 
متن سخنرانی:
من امروز خیلی خوشحالم که در مراسم فارغ التحصیلی شما که در یکی از بهترین دانشگاه های دنیا درس می خوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشده ام. امروز می خواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است.
 
اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی هست.
من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در کالج رید ترك تحصیل کردم ولی تا حدود یک سال و نیم بعد از ترك تحصیل تو دانشگاه می آمدم و می رفتم و خب حالا می خواهم برای شما بگویم که من چرا ترك تحصیل کردم. زندگی و مبارزه ی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیکی من یک دانشجوی مجرد بود که تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد که یک خانواده مرا به سرپرستی قبول کند. او شدیداً اعتقاد داشت که مرا یک خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول کند و همه چیز را برای این کار آماده کرده بود.یک وکیل و زنش قبول کرده بودند که مرا بعد از تولدم ازمادرم تحویل بگیرند و همه چیز آماده بود تا اینکه بعد از تولد من این خانواده گفتند که پسر نمی خواهند و دوست دارند که دختر داشته باشند. این جوری شد که پدر و مادر فعلی من نصف شب یک تلفن دریافت کردند که آیا حاضرند مرا به فرزندی قبول کنند یا نه و آنان گفتند که حتماً. مادر بیولوژیکی من بعداً فهمید که مادر من هیچ وقت از دانشگاه فارغ التحصیل نشده و پدر من هیچ وقت دبیرستان را تمام نکرده است. مادر اصلی من حاضر نشد که مدارك مربوط به فرزند خواندگی مرا امضا کند تا اینکه آن ها قول دادند که مرا وقتی که بزرگ شدم حتماً به دانشگاه بفرستند. این جوری شد که هفده سال بعدش من وارد کالج شدم و به خاطر این که در آن موقع اطلاعاتم کم بود دانشگاهی را انتخاب کردم که شهریه ی آن تقریباً معادل دانشگاه استنفورد بود و پس انداز عمر پدر و مادرم را به سرعت برای شهریه ی دانشگاه خرج می کردم بعد از شش ماه متوجه شدم که دانشگاه فایده ی چندانی برایم ندارد. هیچ ایده ای که می خواهم با زندگی چه کار کنم و دانشگاه چه جوری می خواهد به من کمک کند نداشتم و به جای این که پس انداز عمر پدر و مادرم را خرج کنم ترك تحصیل کردم ولی ایمان داشتم که همه چیز درست می شود. اولش یک کمی وحشت داشتم ولی الآن که نگاه می کنم می بینم که یکی از بهترین تصمیم های زندگی من بوده است. لحظه ای که من ترك تحصیل کردم به جای این که کلاس هایی را بروم که به آن ها علاقه ای نداشتم شروع به کارهایی کردم که واقعاً دوستشان داشتم. زندگی در آن دوره خیلی برای من آسان نبود. من اتاقی نداشتم و کف اتاق یکی از دوستانم می خوابیدم. قوطی های خالی پپسی را به خاطر پنج سنت پس می دادم که با آن ها غذا بخرم. بعضی وقت ها هفت مایل پیاده روی می کردم که یک غذای مجانی توی کلیسا بخورم. غذا هایشان را دوست داشتم. من به خاطر حس کنجکاوی و ابهام درونی ام تو راهی افتادم که تبدیل به یک تجربه ی گران بها شد. کالج رید آن موقع یکی از بهترین تعلیم های خطاطی را تو کشور می داد. تمام پوستر های دانشگاه با خط بسیار زیبا خطاطی می شد و چون از برنامه ی عادی من ترك تحصیل کرده بودم، کلاس های خطاطی را برداشتم. سبک آن ها خیلی جالب، زیبا، هنری و تاریخی بود و من خیلی از آن لذت می بردم. امیدی نداشتم که کلاس های خطاطی نقشی در زندگی حرفه ای آینده ی من داشته باشد ولی ده سال بعد از آن کلاس ها موقعی که ما داشتیم اولین کامپیوتر مکینتاش را طراحی می کردیم تمام مهارت های خطاطی من دوباره تو ذهن من برگشت و من آن ها را در طراحی گرافیکی مکینتاش استفاده کردم. مک اولین کامپیوتر با فونت های کامپیوتری هنری و قشنگ بود. اگر من آن کلاس های خطاطی را آن موقع برنداشته بودم مک هیچ وقت فونت های هنری الآن را نداشت. هم چنین چون که ویندوز طراحی مک را کپی کرد، احتمالاً هیچ کامپیوتری این فونت را نداشت. خب می بینید آدم وقتی آینده را نگاه می کند شاید تأثیر اتفاقات مشخص نباشد ولی وقتی گذشته را نگاه می کند متوجه ارتباط این اتفاق ها می شود. این یادتان نرود شما باید به یک چیز ایمان داشته باشید، به شجاعتتان، به سرنوشتتان، زندگی تان یا هر چیز دیگری. این چیزی است که هیچ وقت مرا نا امید نکرده است و خیلی تغییرات در زندگی من ایجاد کرده است.
داستان دوم من در مورد دوست داشتن و شکست است.
من خرسند شدم که چیزهایی را که دوستشان داشتم خیلی زود پیدا کردم. من و همکارم هواز شرکت اپل را درگاراژ خانه ی پدر و مادرم وقتی که من فقط بیست سال داشتم شروع کردیم ما خیلی سخت کار کردیم و در مدت ده سال اپل تبدیل شد به یک شرکت دو بیلیون دلاری که حدود چهارهزار نفر کارمند داشت. ما جالب ترین مخلوق خودمان را به بازار عرضه کرده بودیم؛ مکینتاش. یک سال بعد از درآمدن مکینتاش وقتی که من فقط سی ساله بودم هیأت مدیره ی اپل مرا از شرکت اخراج کرد. چه جوری یک نفر می تواند از شرکتی که خودش تأسیس می کند اخراج شود، خیلی ساده. شرکت رشد کرده بود و ما یک نفری را که فکر می کردیم توانایی خوبی برای اداره ی شرکت داشته باشد استخدام کرده بودیم. همه چیز خیلی خوب پیش می رفت تا این که بعد از یکی دو سال در مورد استراتژی آینده ی شرکت من با او اختلاف پیدا کردم و هیأت مدیره از او حمایت کرد و من رسماً اخراج شدم. احساس می کردم که کل دستاورد زندگی ام را از دست داده ام. حدود چند ماهی نمی دانستم که چه کار باید بکنم. من رسماً شکست خورده بودم و دیگر جایم در سیلیکن ولی   (Silicon Valley)  نبود ولی یک احساسی در وجودم شروع به رشد کرد. احساسی که من خیلی دوستش داشتم و اتفاقات اپل خیلی تغییرش نداده بودند. احساس شروع کردن از نو. شاید من آن موقع متوجه نشدم اخراج از اپل یکی از بهترین اتفاقات زندگی من بود. سنگینی موفقیت با سبکی یک شروع تازه جایگزین شده بود و من کاملاً آزاد بودم. آن دوره از زندگی من پر از خلاقیت بود. در طول پنج سال بعد یک شرکت به اسم نکست  (Next)تأسیس کردم و یک شرکت دیگر به اسم پیکسار و با یک زن خارق العاده آشنا شدم که بعداً با او ازدواج کردم. پیکسار  (Pixar)اولین ابزار انیمیشن کامپیوتر دنیا را به اسم توی استوری  (Toy Story) به وجود آورد که الآن موفقترین استودیوی تولید انیمیشن در دنیاست. دریک سیر خارق العاده ی اتفاقات، شرکت اپل, نکست را خرید و این باعث شد من دوباره به اپل برگردم و تکنولوژی ابداع شده در نکست انقلابی در اپل ایجاد کرد. من با زنم لورن زندگی بسیار خوبی را شروع کردیم. اگر من از اپل اخراج نمی شدم شاید هیچ کدام از این اتفاقات نمی افتاد. این اتفاق مثل داروی تلخی بود که به یک مریض می دهند ولی مریض واقعاً به آن احتیاج دارد. بعضی وقت ها زندگی مثل سنگ توی سر شما می کوبد ولی شما ایمانتان را از دست ندهید. من مطمئن هستم تنها چیزی که باعث شد من در زندگی ام همیشه در حرکت باشم این بود که من کاری را انجام می دادم که واقعاً دوستش داشتم.
داستان سوم من در مورد مرگ است.
من هفده سالم بود یک جایی خواندم که اگر هر روز جوری زندگی کنید که انگار آن روز آخرین روز زندگی تان باشد شاید یک روز این نظر به حقیقت تبدیل بشود. این جمله روی من تأثیر گذاشت و از آن موقع به مدت سی و سه سال هر روز وقتی که من توی آینه نگاه می کنم از خودم می پرسم اگر امروز آخرین روز زندگی من باشد آیا باز هم کارهایی را که امروز باید انجام بدهم، انجام می دهم یا نه. هر موقع جواب این سؤال نه باشد من می فهمم تو زندگی ام به یک سری تغییرات احتیاج دارم. به خاطر داشتن این که بالآخره یک روزی من خواهم مرد،  برای من به یک ابزار مهم تبدیل شده بود که کمک کرد خیلی از تصمیم های زندگی ام را بگیرم چون که تمام توقعات بزرگ از زندگی، تمام غرور، تمام شرمندگی از شکست، در مقابل مرگ رنگی ندارند. حدود یک سال قبل دکترها تشخیص دادند که من سرطان دارم. ساعت هفت و سی دقیقه ی صبح بود که مرا معاینه کردند و یک تومور توی لوزالمعده ی من تشخیص دادند. من حتی نمی دانستم که لوزالمعده چی هست و کجای آدم قرار دارد ولی دکترها گفتند این نوع سرطان غیرقابل درمان است و من بیشتر از سه ماه زنده نمی مانم. دکتر به من توصیه کرد به خانه بروم و اوضاع را رو به راه کنم. منظورش این بود که برای مردن آماده باشم و مثلاً چیزهایی که در مورد ده سال بعد قرار بود به بچه هایم بگویم در مدت سه ماه به آن ها یادآوری بکنم. این به این معنی بود که برای خداحافظی حاضر باشم. من با آن تشخیص تمام روز دست و پنجه نرم کردم و سر شب روی من آزمایش اپتیک انجام دادند. آن ها یک آندوسکوپ را توی حلقم فرو کردند که از معده ام می گذشت و وارد لوزالمعده ام می شد. همسرم گفت که وقتی دکتر نمونه را زیر میکروسکوپ گذاشت بی اختیار شروع به گریه کردن کرد چون که او گفت که آن یکی از کمیاب ترین نمونه های سرطان لوزالمعده است و قابل درمان است. مرگ یک واقعیت مفید و هوشمند زندگی است. هیچ کس دوست ندارد که بمیرد حتی آن هایی که می خواهند بمیرند و به بهشت وارد شوند. ولی با این وجود مرگ واقعیت مشترك در زندگی همه ی ما ست. شاید مرگ بهترین اختراع زندگی باشد چون مأمور ایجاد تغییر و تحول است. مرگ کهنه ها را از میان بر می دارد و راه را برای تازه ها باز می کند. یادتان باشد که زمان شما محدود است، پس زمانتان را با زندگی کردن تو زندگی بقیه هدر ندهید. هیچ وقت توی دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی بقیه صدای درونی شما را خاموش کند و از همه مهمتر این که شجاعت این را داشته باشید که از احساس قلبی تان و ایمانتان پیروی کنید. موقعی که من سن شما بودم یک مجله ی خیلی خواندنی به نام کاتالوگ کامل زمین منتشر می شد که یکی از پرطرفدارترین مجله های نسل ما بود این مجله مال دهه ی شصت بود که موقعی که هیچ خبری از کامپیوترهای ارزان قیمت نبود تمام این مجله با دستگاه تایپ و قیچی و دوربین پولوراید درست می شد. شاید یک چیزی شبیه گوگل الآن ولی سی و پنج سال قبل از این که گوگل وجود داشته باشد. در وسط دهه ی هفتاد آن ها آخرین شماره از کاتالوگ کامل زمین را منتشر کردند. آن موقع من سن الآن شما بودم و روی جلد آخرین شماره ی شان یک عکس از صبح زود یک منطقه ی روستایی کوهستانی بود. از آن نوعی که شما ممکن است برای پیاده روی کوهستانی خیلی دوست داشته باشید. زیر آن عکس نوشته بود :
stay hungry stay foolish
این پیغام خداحافظی آن ها بود وقتی که آخرین شماره را منتشر می کردند
 stay hungry stay foolish  این آرزویی هست که من همیشه در مورد خودم داشتم و الآن وقت فارغ التحصیلی شما آرزویی هست که برای شما می کنم.

تضمین کیفیت درسازمان پروژه

در سازمان پروژه ائم از مشاور/ پیمانکار / مدیریت طرح / کارفرما لازم است که واحدی تشکیل گردد که واحدهای درگیر که وظایف سازمانی را انجام میدهند مورد ممیزی قراردهد. ارزیابی بر اساس رویه های معمول و مستند و تصویب شده پروژه و سازمان می باشند. به معنایی دیگر این واحد به بالاترین مقام پروژه وسازمان این اعلان را می نماید که ایا واحدها براساس وظایف مصوب کار می نمایند  و در صورت وجود اشکال نسبت به راه حل از طریق تغییر و تجدید رویه ها اقدام می نمایند. در سازمان پروژه این واحد زیر مجموعه مدیر پروژه فعالیت می نماید ودر سطح سازمان این واحد زیر نظر مدیر عامل می باشد. در شرکتهای پروژه محور که سازمان ماتریسی دارند نفر تضمین کیفیت از سوی این واحد به پروژه معرفی میگردد.

در پروژه های که مدیریت طرح به نیابت از کارفرما وظیفه نظارت را بعهده دارد نفرات کارفرما نقش تضمین کیفیت را به گونه ای در سطح واحدی میتوانند انجام دهند.البته این امر منافی وجود واحد تضمین کیفیت در سازمان پروژه مدیریت طرح نمی باشد.